السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )

267

تحرير الوسيله ( فارسى )

مسأله 10 - در صحت عقد ، تنجيز شرط است ؛ پس اگر آن را بر شرطى يا آمدن زمانى معلق نمايد باطل است . البته اگر آن را بر چيزى كه حقيقتاً حاصل شده معلق نمايد ، مانند اينكه در روز جمعه بگويد : « انكحت ان كان اليوم يوم الجمعه » بعيد نيست كه صحيح باشد . مسأله 11 - در عاقدى كه صيغه را اجرا مىكند ، بلوغ و عقل شرط است ؛ پس عقد بچه و ديوانه - و لو ادوارى باشد ، در حال ديوانگى - اعتبار ندارد ؛ چه براى خود عقد نمايند يا براى غير خودشان . و احتياط ( واجب ) آن است كه بنا گذاشته شود بر سقوط عبارت بچه ، ليكن اگر مميز معنى را قصد كند و براى ديگرى به عنوان وكالت يا فضولى عقد نمايد و آن ديگرى اجازه بدهد ، يا براى خود عقد نمايد با اذن ولىّ يا اجازهء او يا خودش بعد از بلوغ اجازه دهد ، با احتياط تخلص پيدا مىشود . و همچنين قصد در عاقد معتبر است ؛ پس عقد كسى كه سهو نموده و يا به غلط عقد را جارى كرده يا مست بوده و امثال اين‌ها ، اعتبار ندارد . البته در خصوص عقد زن مست در صورتى كه بعد از افاقه پيدا كردن ، آن را اجازه دهد ، احتياط ترك نشود به اينكه عقد تجديد شود يا طلاق داده شود . مسأله 12 - در صحت عقد ، تعيين زوجين - به طورى كه از غيرشان ممتاز شوند - با اسم يا اشاره يا وصفى كه موجب تمايز باشد شرط است ؛ پس اگر بگويد : « زوجتك احدى بناتى » يا بگويد : « زوجت بنتى فلانة من احد بنيك يا من احد هذين » باطل است . البته در جايى كه هر دو به حسب قصد متعاقدين معين باشند و در ذهن آن‌ها متمايز باشند ، ليكن در وقت اجراى صيغه آن‌ها را معين ننمايند و چيزى هم از لفظ يا فعل يا قرينه خارجى نباشد كه بر آن دلالت نمايد ، مشكل است ، مانند اينكه گفتگو كنند و قرار بگذارند بر تزويج دختر بزرگش براى پسر بزرگ او و ليكن در مقام اجراى صيغه بگويد : « زوجت احدى بناتى من احد بنيك » و ديگرى قبول كند . ولى اگر گفتگو نموده و قرار بر يكى بگذارند پس عقد را بر او اجرا نمايند ، ظاهراً صحيح است مانند اينكه بعد از گفتگو بگويد : « زوجت ابنتى منك » نه آن‌كه بگويد : « زوجت احدى بناتى » . مسأله 13 - اگر اسم با وصف مختلف باشد يا اسم و وصف يا يكى از آن‌ها با اشاره